صندلی آرامش من همیشه تازه از ریزش خیال هایی تر است...
سمیرم/ اصفهان/ اردی بهشت 88
در کنار تو بودن
برام راحت تر کرده
زندگی تو زمینایی که پرشده از علف های هرز ...
قارچ ها ی عاشق!/ دامنههای رشته کوه بزگوش/ میانه/ آذربایجان شرقی/ فروردین87

رز و غنچه هاش!
اکالیپتوس پس از باران/ پشت تالارها/ دانشگاه صنعتی اصفهان/ پاییز 87
الاغ و کره اش/ دره ی کاکا رضا/ لرستان/ آبان87
A Person is a Person No matter How small
اگر او بود مي گفت:
در دل من چيزي است...

مهدي ناصري - خواف/خراسان جنوبی/ فروردین۸۸
پ.ن:
رونق عهد شباب است دگر بستان را میرسد مژده گل بلبل خوش الحان را
بودن...

لرستان/ آبان87
طرحی نو در اندازم!
ساحل/ گناوه/ بوشهر/ بهمن 87

دستی افشان تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد، هر
قطره شود خورشیدی
باشد که به صد سوزن نور، شب ما را بکند
روزن روزن.
ما بی تاب، و نیایش بی رنگ.
از مهرت لبخندی کن، بنشان بر لب ما
باشد که سرودی خیزد در خورد نیوشیدن تو.
ما هسته ی پنهان تماشاییم
ز تجلی ابری کن، بفرست، که ببارد بر سر ما
باشد که به شوری بشکافیم، باشد که ببالیم و
به خورشید تو پیوندیم.
«سهراب سپهری»
